
و جبران کردند لطف امام حسين (ع) را
کوفه خشکسالی شد آمدند پيش حضرت علی (ع).
حضرت فرمودند:به فرزندم حسين بگوييد برايتان دعا کند.
آمدند پيش امام حسين(ع) حضرت دعا کردند وباران باريد. خوشحال شدند.
گفتند: جبران ميكنيم ...و جبران کردند!
از آب هم مضايقه کردند كوفيان
خوش داشتند حرمت ميهمان کربلا
نوشته شده توسط محسن در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 18:29 موضوع | لینک ثابت
|
امام خميني (ره) و عزاداري حسيني
|
|
|
|
يکي از نقاط برجستة زندگاني امام خميني، عشق والاي او نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت(ع)، به ويژه ساحت مطهر حضرت سيدالشهدا(ع) بود. به ياد دارم پس از بازگشت امام به قم در روز هشتم محرم، ايشان در بيت قديمي خود واقع در يخچال قاضي حاضر شدند و در مجلس عزاداري شرکت جستند. با ورود امام به مجلس، مردم که از حضور امام به وجد آمده بودند، به سمت ايشان نشستند، امام با صداي بلند فرمود: به سمت منبر بنشنيد. خطيب منبر آقاي يثربي بود، پس از مقدمهچيني، روضة حضرت علياکبر(ع) را خواند، در اين هنگام حضرت امام دستمال سفيدي را از جيب خود بيرون آورده و گريه کردند، در اين اثنا خطيب منبر از وقت استفاده کرد و يادي از فرزند امام مرحوم حاج آقا مصطفي خميني کرد، ديدم امام دستمال را از روي پيشاني خود برداشت و در حدود يک دقيقه که سخن از فرزند دلبند وي بود به آرامي نشست... |
نوشته شده توسط محسن در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 18:27 موضوع | لینک ثابت
مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى ج17 23
مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج17، ص: 23
1. دو چهره حادثه كربلا
بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
الحمد للَّه ربّ العالمين بارئ الخلائق اجمعين و الصلاة و السّلام على عبد اللَّه و رسوله و حبيبه و صفيّه، سيّدنا و نبيّنا و مولانا ابى القاسم محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على اله الطّيّبين الطّاهرين المعصومين، اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم:
يا قَوْمِ انْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامى وَ تَذْكيرى بِاياتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَاجْمِعُوا امْرَكُمْ وَ شُرَكائَكُمْ ثُمَّ لايَكُنْ امْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضوا الَىَّ وَلا تُنْظِروُنِ «1»
.
موضوع بحث «حماسه حسينى» است. اول بايد كلمه «حماسه» را كه در زبان فارسى زياد استعمال مىشود، براى شما توضيح بدهم.
نوشته شده توسط محسن در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 18:24 موضوع | لینک ثابت
سخنراني آيت الله العظمي وحيد خراساني
سخن امام جعفر صادق(ع) خطاب به «يونس بن ظبيان» را به شكل اجمالي براي شما عرض ميكنم و اميدوارم كه فرهيختگان در فهم اين حديث سعي و كوشش نمايند. چرا كه مراتب علما بر حسب ميزان فهمشان از احاديث است، نه به روايت كردن آن.يونس به امام صادق(ع) عرض ميكند: فدايت شوم، من فراوان به ياد امام حسين(ع) ميافتم، پس چه بگويم: حضرت فرمود:
سه مرتبه بگو:«صلي الله عليك يا اباعبدالله»؛ زيرا سلام شما از دور و نزديك به او ميرسد.
عرض كردم، فدايت شوم ميخواهم آن حضرت را زيارت كنم، به من بياموزيد چه كلماتي را براي زيارت بر زبان جاري سازم و چگونه آن را انجام دهم؟
نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 ساعت 11:42 موضوع | لینک ثابت
امامت به معنى مرجعيّت دينى
گفتيم كه پيغمبر مبلّغ وحى بود. مردم وقتى مىخواستند از متن اسلام بپرسند، از پيغمبر مىپرسيدند.
آنچه را كه در قرآن نبود از پيغمبر سؤال مىكردند. مسأله اين است كه آيا هرچه اسلام مىخواسته از احكام و دستورات و معارف بيان كند، همان است كه در قرآن آمده و خود پيغمبر هم به عموم مردم گفته است؛ يا نه، آنچه پيغمبر براى عموم مردم گفت قهراً زمان اجازه نمىداد كه تمام دستورات اسلام باشد؛ على عليه السلام وصى پيغمبر بود و پيامبر تمام كمّاكيف اسلام و لااقل كليات اسلام را (آنچه را كه هست و بايد گفته بشود) به على عليه السلام گفت و او را به عنوان يك عالم فوقالعاده تعليميافته از خود و ممتاز از همه اصحاب خويش و كسى كه حتى مثل خودش در گفتهاش خطا و اشتباه نمىكند و ناگفتهاى از جانب خدا نيست الّا اينكه او مىداند، معرفى كرد و گفت: ايها الناس! بعد از من در مسائل دينى هرچه مىخواهيد سؤال كنيد، از وصى من و اوصياى من بپرسيد؟ در واقع در اينجا امامت، نوعى كارشناسى اسلام مىشود اما يك كارشناسى خيلى بالاتر از حد يك مجتهد، كارشناسى مِن جانباللَّه، [و ائمه] يعنى افرادى كه اسلامشناس هستند، البته نه اسلامشناسانى كه از روى عقل و فكر خودشان اسلام را شناخته باشند- كه قهراً جايزالخطا باشند- بلكه افرادى كه از يك طريق رمزى و غيبى- كه بر ما مجهول است- علوم اسلام را از پيغمبر گرفتهاند؛ از پيغمبر صلى الله عليه و آله رسيده به على عليه السلام و از على عليه السلام رسيده به امامان بعد و در تمام ادوارِ ائمه، علم اسلام (يك علم معصوم غيرمُخْطِئ كه هيچ خطا نمىكند) از هر امامى به امامان بعد رسيده است.
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه هفدهم آذر 1388 ساعت 23:12 موضوع | لینک ثابت
سؤال: می دانیم که آیه تطهیر (آیه 33 سوره احزاب) مطابق شان نزول ها و احادیث شیعه و سنی در شان خاندان رسالت نازل شده و مصداق روشن آن پیامبر (ص) و علی (ع) و فاطمه (س) و حسن و حسین (ع) هستند که به اصحاب کساء نام گرفته اند، و آن آیه این است: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا; خداوند اراده کرده (و فقط می خواهد) هرگونه پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند، و کاملا شما را پاک سازد.»
اینک، این سؤال مطرح می شود که منظور از این اراده، اراده تکوینی است یا تشریعی؟ اگر تشریعی باشد که فرقی بین خاندان رسالت و دیگران نیست، زیرا خداوند برای همه اراده تشریعی کرده که پاک باشند; ولی اگر اراده تکوینی باشد، یعنی آنها از روی جبر پاک هستند، بنابراین چه فضیلتی برای آنها است؟ زیرا مانند فرشتگان، مجبور به پاکی هستند.
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه هفدهم آذر 1388 ساعت 23:11 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه پنجم آذر 1388 ساعت 0:39 موضوع | لینک ثابت
مقصود از اهل بيت كه در قرآن كريم از هر گونه رذائل و پليدي مبرّا شدهاند، كيست؟
پاسخ اين پرسش را از كلام آيتالله سبحاني، از اساتيد محترم حوزة علمية قم بيان ميكنيم.
منظور سؤال كننده، اين آية مباركه است كه ميفرمايد:
إنّما يريد الله ليذهب عنكم الرّجس أهلالبيت و يطهـّركم تطهيراً؛1
خداوند ميخواهد پليديها را تنها از شما خانواده دور كند و شما را كاملاً پاك گرداند.
براي بررسي آيه «تطهير» لازم است دو مطلب مورد بحث قرار گيرد:
اول، اينكه مفهوم «اهل بيت» چيست و عرب اين واژه را در چه موردي به كار ميبرد؟
دوم، اينكه اين آيه در مورد چه كساني نازل شده است؟
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 ساعت 11:21 موضوع | لینک ثابت

ارزش شناخت اهل بيت(ع)
1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هر که خداوند با شناخت اهل بيت من و ولايت ايشان ، بر او منّت نهاده باشد ، خداوند همه خير را براى او گرد آورده است.
2 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : شناخت آل محمّد، برات رهايى از آتش است و دوست داشتن خاندان محمّد، پروانه عبور از صراط است و ولايت آل محمّد ، (موجب) امان از عذاب است.
3 ـ سلمان فارسى: روزى بر پيامبرصلّى الله عليه و آله وارد شدم . چون مرا ديد ، فرمود: «اى سلمان! خداوندـ عزوجل ـ پيامبر و رسولى را بر نيانگيخت ، مگر آنکه براى او دوازده نقيب قرارداد». عرض کردم: يارسول الله! پدرومادرم فداى تو باد ! چيست براى آنکه ايشان را شناخته ؟ پيامبرصلّى الله عليه و آله فرمود: «اى سلمان! کسى که ايشان را آنچنان که بايد ، بشناسد و بدانان اقتدا کند و دوست آنها را دوست بدارد و از دشمنشان بيزارى جويد، ـ به خدا سوگند ! ـ چنين کسى از ماست و هر جا ما فرود آييم ، او فرود خواهد آمد و در جايى سکونت خواهد داشت که ما هستيم».
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 ساعت 11:15 موضوع | لینک ثابت
در سراسر قرآن کریم اصرار عجیبی هست که دین، از اول تا آخر جهان، یکی بیش نیست و همه پیامبران بشر را به یک دین دعوت کردهاند. در سوره شوری آیه 13 چنین آمده است:
« شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی »؛ خداوند برای شما دینی قرارداد که قبلا به نوح توصیه شده بود و اکنون بر تو وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی نیز توصیه کردیم.
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 ساعت 9:5 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY
| * نام و نام خانوادگی : | |
| * آدرس ایمیل: | |
| موضوع پیام: | |
| *پیام: |
|
|
|
|